نام فیلم : Cinderella 2015

نام فارسی : سیندرلا ۲۰۱۵

تاریخ اکران: ۱۳ March 2015 

محصول : امریکا

امتیاز : –

کیفیت : ۷۲۰p BluRay

رزولوشن : ۷۲۰*۱۲۸۰

کارگردان : Kenneth Branagh

نویسندگان : Chris Weitz

ستارگان :  Lily James, Richard Madden, Helena Bonham Carter

خلاصه داستان : داستان این فیلم همان داستان قدیمی سیندرلا است که دختری زیبا 

به نام الا (لیلی جیمز) مادرش را از دست میدهد و پدرش با زن دیگری ازدواج میکند, 

ولی پدرش نیز طی اتفاقی فوت می کند و او توسط نامادری و دو ناخواهری 

بد جنس خود ظلم می بیند تا اینکه پای شاهزاده ای جوان به داستان باز می شود …

 

يكي بود ، يكي نبود .  سالها پيش در كشوري كوچك  دختر مهربان و زيبائي به نام سيندرلا با نامادري و دو دخترش زندگي مي كرد .

مادر او سالها پيش در گذشته بود و پدرش با زن ديگري ازدواج كرده بود ولي پدر هم بزودي از دنيا رفت و دخترك تنها شده بود .

دخترك در خانه پدري خودش مانند يك خدمتكار كرد مي كرد و دستورات مادر و خواهرهايش را انجام مي داد . او بسيار زيباتر از دو خواهرش يعني آناستازيا و گرزيلا بود، براي همين آنها خيلي به او حسودي مي كردند . ولي همه اين ناراحتي ها و اذيت ها باعث نشده بود كه او نااميد شود

سيندرلا هميشه با اين اميد از خواب بيدار مي شد كه يك روزي او هم خوشبخت خواهد شد .

 

 رفتار او با حيوانات خانه اينقدر خوب بود كه تمام حيوانات نيز او را دوست داشتند فقط گربه خواهرها بود كه مثل صاحبانش بدجنس بود و سيندرلا را اذيت مي كرد .

 

يك روز صبح كه مثل هميشه سيندرلا مشغول تميز كردن خانه بود زنگ در به صدا در آمد

 وقتي در را باز كرد متوجه شد كه  دعوتنامه اي از طرف حاكم شهر برايشان آمده است

او نامه را به نامادريش داد 

 حاكم شهر جشني به خاطر پسرش برپا كرده و از تمام دختر خانم هاي زيبا و متشخص دعوت كرده تا در اين مهماني شركت كنند .

خواهران سيندرلا خوشحال شدند در همين موقع سيندرلا از نامادريش خواست كه  او را هم به مهماني ببرند .

 نامادريش گفت  : "به شرطي مي تواني همراه ما بيايي كه تمام كارهايت را تمام كني و بتواني لباس مناسبي براي مهماني فراهم كني تا آنرا بپوشي " .

سيندرلا با خوشحالي به اتاقش رفت و لباس مادرش را از صندوق در آورد تا آنرا درست كند ولي در همان موقع خواهرنش او را صدا كردند تا كارهايشان را انجام دهد .

خلاصه تا غروب سيندرلا مشغول آماده كردن لباسهاي خواهرانش بود و نتوانست كه لباسش را آماده كند

موشهاي كوچولو كه سيندرلا را خيلي دوست داشتند از همان صبح متوجه نقشه نامادري شدند

 

 براي همين با كمك پرندگان كوچك لباس سيندرلا را آماده كردند .تا سيندرلا بتواند در مهماني شركت كند

 

سيندرلا وقتي خسته به اتاقش برگشت و لباسش را آماده ديد خيلي خوشحال شد و آنرا تنش كرد و  به كنار كالسكه آمد تا همراه بقيه به مهماني برود .

ولي خواهران سيندرلا كه از اين اتفاق خيلي ناراحت شدند با بدجنسي بهانه آوردند  و لباس سيندرلا را پاره كردند و خودشان تنهايي به مهماني رفتند 

 

سيندرلا خيلي ناراحت شد و زد زير گريه ، با خودش مي گفت : ديگه من هيچ شانسي ندارم هر كاري مي كنم باز هم موفق نميشم  . در همين موقع صدايي شنيد كه به او مي گفت : چرا عزيزم هنوز يك چيز براي تو باقي مانده است و آن اميد تو به زندگي است اگر تو اميد نداشتي كه من الان اينجا نبودم .

سيندرلا سرش را بلند كرد و پري مهربان را ديد و خوشحال شد

 

پري مهربان به او گفت : " بايد عجله كنيم ما فرصت زيادي نداريم او با عصاي جادويي خود به كدو تنبلي كه در باغ بود زد و وردي خواند و ناگهان آن كدو تبديل به كالسكه زيبايي شد و چهار موشي كه دوست او بودند تبديل به چهار اسب زيبا كرد و سگ مهربان خانه را هم بصورت خدمتكار او در آورد .